درود

به احترام رای دانشجویان قالب وبلاگ دانشگاه تغییر پیدا کرد و به زودی عکس مناسبی هم برای آن طراحی خواهد شد.

برای جذاب‌تر، پرمحتواتر و مطابق خواسته دانشجویان عزیز شدن مطالب وبلاگ نظر سنجی دوم را با موضوع انتخاب موضوعات مورد علاقه برای تثبیت در وبلاگ را طراحی کردم.

شما می‌توانید از بین چندین گزینه موجود به یک یا چند و یا همه گزینه‌ها رای دهید ویا حتی گزینه‌ای به جز گزینه‌های موجود به رای گیری اضافه نمایید. با پایان رای‌گیری موضوعات با رای بیشتر، مورد تاکید تیم وبلاگ دانشگاه خواهد بود.

Babylon Pro v8.0.0
در این که امروزه زبان انگلیسی به عنوان زبان رسمی در دنیا در تمامی کتاب ها و به طور کلی در همه جا به عنوان اولین انتخاب بعد از زبان رسمی هر کشور مطرح می شود و به این ترتیب نیاز به دانستن حداقل چندین کلمه از زبان های زنده دنیا همیشه امری حیاتی خواهد بود. برای دانستن و ترجمه کلمات همیشه نمی توان از دیکشنری های متداولی که میان افراد رواج دارد استفاده نمود، زیرا هم حجم زیادی دارند و هم این که برای هر زبان باید یک مترجم استفاده نمود. در رایانه ها و دنیای نرم افزاری این مشکل تا حد زیادی با استفاده از نرم افزار معروف Babylon برطرف شده است. نرم افزاری بسیار جالب که قادر است علاوه بر پشتیبانی از زبان های متعدد و زنده دنیا، با سرعتی به اندازه یک چشم بهم زدن کلمات را به زبان دلخواه ترجمه نماید. در نسخه های جدید امکان ترجمه متن هم برای کاربران فراهم شده تا با استفاده از این نرم افزارو وجود یک ارتباط اینترنتی متون خود را با هرزبانی به زبان دلخواه تبدیل و ترجمه نمایند. Babylon در دنیای مترجم ها بیشترین استفاده را دارد زیرا که قابلیت های مهمی را در خود جای داده است.
نسخه 8 با قابلیت هایی بسیار متنوع و البته جدید نسبت به نسخه های قبلی به تازگی ارائه گردیده است، تغییرات ظاهری ، افزایش سرعت عملکرد ترجمه، دسترسی سریعتر به بخش های مختلف نرم افزار، سازگاری بهتر با زبان های زنده دنیا در ترجمه و بسیاری موارد دیگر در این نسخه به چشم می آیند. این نسخه که همانند نسل های قبلی بیش از 17 زبان زنده دنیا را به صورت پیش فرض پشتیبانی می کند قادر است تا علاوه بر تلفظ کلمات به زبان های مختلف متون را هم ترجمه کند. ترجمه متن یکی از مواردی است که کاربران به آن توجه بسیار ویژه ای دارند، هرچند ترجمه متن با Babylon تنها با داشتن یک ارتباط اینترنتی فراهم می شود اما بازهم عملکرد نرم افزار تحسین برانگیز است.
قابلیت بسیار مهم و کلیدی که در این نسخه اضافه شده است، امکان ترجمه وب سایت ها به صورت آنلاین است، بدین صورت که کاربران می توانند با استفاده از این قابلیت آدرس وب سایت مورد نظر را داده و منتظر بمانند تا با توجه به زبانی که انتخاب کرده اند ، صفحه وب سایت مورد نظر را ترجمه شده تحویل بگیرند. قابلیت جالب دیگر هم امکان تبدیل واحد های مختلف به یکدیگر هستند که می تواند استفاده زیادی برای کاربران داشته باشد.
نگاشته شده توسط: asemonebysetare | 2009/12/14

ياد پدر

پدرم اين جوري بود وقتي من :
4 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم هر كاري رو مي تونه انجام بده .
5 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم خيلي چيزها رو مي دونه .
6 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم از همة پدرها باهوشتر.
8 ساله كه شدم ، گفتم پدرم همه چيز رو هم نمي دونه.
10 ساله كه شدم با خودم گفتم ! اون موقع ها كه پدرم بچه بود همه چيز با حالا كاملاً فرق داشت.
12 ساله كه شدم گفتم ! خب طبيعيه ، پدر هيچي در اين مورد نمي دونه …. ديگه پيرتر از اونه كه بچگي هاش يادش بياد.
14 ساله كه بودم گفتم : زياد حرف هاي پدرمو تحويل نگيرم اون خيلي اُمله .
16 ساله كه شدم ديدم خيلي نصيحت مي كنه گفتم باز اون گوش مفتي گير اُورده .
18 ساله كه شدم . واي خداي من باز گير داده به رفتار و گفتار و لباس پوشيدنم همين طور بيخودي به آدم گير مي ده عجب روزگاريه .
21 ساله كه بودم پناه بر خدا بابا به طرز مأيوس كننده اي از رده خارجه
25 ساله كه شدم ديدم كه بايد ازش بپرسم ، زيرا پدر چيزهاي كمي درباره اين موضوع مي دونه زياد با اين قضيه سروكار داشته .
30 ساله بودم به خودم گفتم بد نيست از پدر بپرسم نظرش درباره اين موضوع چيه هرچي باشه چند تا پيراهن از ما بيشتر پاره كرده و خيلي تجربه داره .
40 ساله كه شدم مونده بودم پدر چطوري از پس اين همه كار بر مياد ؟ چقدر عاقله ، چقدر تجربه داره .
50 ساله كه شدم حاضر بودم همه چيز رو بدم كه پدر برگرده تا من بتونم باهاش دربارة همه چيز حرف بزنم ! اما افسوس كه قدرشو ندونستم خيلي چيزها مي شد ازش ياد گرفت !

نگاشته شده توسط: asemonebysetare | 2009/12/14

بهشت و جهنم ايرانيها!!!

ميگن يه روز جبرئيل ميره پيش خدا گلايه ميکنه که: آخه خدا، اين چه وضعيه آخه؟ ما يک مشت ايرونی داريم توی بهشت که فکر ميکنن اومدن خونه باباشون! به جای لباس و ردای سفيد، همه شون لباس های مارک دار و آنچنانی ميخوان! هيچ کدومشون از بالهاشون استفاده نميکنن، ميگن بدون ‘بنز’ و ‘ب ام و’ جايی نميرن! اون بوق و کرنای من هم گم شده… يکی از همين ها دو ماه پيش قرض گرفت و رفت ديگه ازش خبری نشد! آقا من خسته شدم از بس جلوی دروازه بهشت رو جارو زدم… امروز تميز ميکنم، فردا دوباره پر از پوست تخمه و هسته هندونه و پوست خربزه است! من حتی ديدم بعضيهاشون کاسبی هم ميکنن و حلقه های بالای سرشون رو به بقيه ميفروشن .
خدا ميگه: ای جبرئيل! ايرانيان هم مثل بقيه، بندگان من هستند و بهشت به همه بندگان من تعلق داره. اينها هم که گفتی، خيلی بد نسيت! برو يک زنگی به شيطان بزن تا بفهمی درد سر واقعی يعنی چی!!!
جبرئيل ميره زنگ ميزنه به جناب شيطان… دو سه بار ميره روی پيغامگير تا بالاخره شيطان نفس نفس زنان جواب ميده: جهنم، بفرماييد؟
جبرئيل ميگه: آقا سرت خيلی شلوغه انگار؟
شيطان آهی ميکشه و ميگه: نگو که دلم خونه… اين ايرونيها اشک منو در آوردن به خدا! شب و روز برام نگذاشتن! تا روم رو ميکنم اين طرف، اون طرف يه آتيشی به پا ميکنن! تا دو ماه پيش که اينجا هر روز چهارشنبه سوری بود و آتيش بازی!… حالا هم که… ای داد!!! آقا نکن! بهت ميگم نکن!!! جبرئيل جان، من برم …. اينها دارن آتيش جهنم رو خاموش ميکنن که جاش کولر گازی نصب کنن.

نگاشته شده توسط: خدادادی | 2009/12/13

جلسه دوم توجیهی برای اعضای جدید تیم

درود

به دلیل استقبال خوبی که از عضویت در وبلاگ دانشگاه شده و با چند هفته تاخیر نسبت به قولی که داده بودم، جلسه توجیهی جدیدی در روز دوشنبه 30 آذر ساعت 12:15 الی 13 در سایت شماره دو برگزار خواهد شد.

علاقمندان و دانشجویان محترمی که درخواست عضویت در تیم را داشتند باید با حضور در جلسه اقدام به عضویت نمایند.

نگاشته شده توسط: zahra2020 | 2009/12/13

اس ام اس عاشورایی

قیامت بی حسین غوغا ندارد”شفاعت بی حسین معنا ندارد”

حسینی باش که در محشر نگویند”چرا پرونده ات امضاء ندارد
——————————–
آبروی حسین به کهکشان می ارزد ، یک موی حسین بر دو جهان می ارزد ،

گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست ، گفتا که حسین بیش از آن می ارزد
——————————–
ماه خون ماه اشک ماه ماتم شد ، بر دل فاطمه داغ عالم شد .

فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن راستینش تسلیت عرض میکنم
——————————–
ای وجودت عشق را معنای حسین عالمی یک قطره تو دریا حسین

فرا رسیدن ماه محرم را به تمامی مسلمانان جهان تسلیت می گم
——————————–

پرسیدم:ازحلال ماه، چراقامتت خم است؟ آهی کشیدوگفت:که ماه محرم است.

گفتم: که چیست محرم؟باناله گفت:ماه عزای اشرف اولادآدم است
——————————–
السلام علیکم یااباصالح المهدى (عج)السلام علیک یاامین الله فى ارض وحجته على عباده(یاصاحب الزمان آجرک الله)

ماه محرم بر شما وعاشقان حسین تسلیت عرض مینمایم)

——————————–
اردوی محرم به دلم خیمه به پا کرد

دل را حرم و بارگه خون خدا کرد

——————————–
محرم آمد و ماه عزا شد

مه جانبازی خون خدا شد

جوانمردان عالم را بگویید

دوباره شور عاشوار به پا شد
——————————

یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن

تموم حاجتا رو همه از می گیرن

بین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکه

شمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عط مُشکه

شبای جمعه زهرا زائر این زمینه

سینه زن حسینه ، یل ام البنینه …
——————————–

دوست دارم هر چی دارم بدم به راه تو حسین

تا که سینه خیز بیام میون بین الحرمین
——————————–
السلام ای وادی کرببلا

السلام ای سرزمین پر بلا

السلام ای جلوه گاه ذوالمنن

السلام ای کشته های بی کفن
——————————–

کاش بودیم آن زمان کاری کنیم

از تو و طفلان تو یاری کنیم

کاش ما هم کربلایی می شدیم

در رکاب تو فدایی می شدیم

السلام علیک یا ابا عبدالله …
——————————–
کربلا لبریز عطر یاس شد. . . .

نوبت جانبازی عباس شد. . . .
——————————–
دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود

دلها همه آماده ی پرواز شود

با بوی محرم الحرام تو حسین

ایام عزا و غصه آغاز شود
——————————–

نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز

دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند

ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین

بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند
——————————–
شهادت امام حسین
دل را اگر از حسین بگیرم چه کنم

بی عشق حسین اگر بمیرم چه کنم

فردا که کسی را به کسی کاری نیست

دامان حسین اگر نگیرم چه کنم
——————————–
گویند که در روز قیامت علمدار شفاعت زهراست

علم فاطمه دست قلم عباس است.
——————————–

باز محرم رسید، ماه عزای حسین

سینه‌ی ما می‌شود، کرب و بلای حسین

کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه

تا که بگیرم صفا، من ز صفای حسین
——————————–

فرشته‌ها از امشب صبوی غم می‌نوشن

دوباره اهل جنت پیرهن سیاه می‌پوشن
——————————–

با آب طلا نام حسین قاب کنید

با نام حسین یادی از آب کنید

خواهید مه سربلند و جاوید شوید

تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید

فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد
——————————–

باز محرم شدو دلها شکست از غم زینب دل زهرا شکست

باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست

آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست

قاسم ولیلا همه در خون شدند این چه غمی بود که دنیا شکست

محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسین است
——————————–

هر دم به گوش می رسد آوای زنگ قافله ،

این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله .

حلول ماه محرم ، ماه پژمرده شدن گلستان فاطمه تسلیت باد .
——————————–
نام من سرباز کوی عترت است ، دوره آموزشی ام هیئت است .

پــادگــانم چــادری شــد وصــله دار ، سر درش عکس علی با ذوالفقار .

ارتش حیــدر محــل خدمتم ، بهر جانبازی پی هر فرصتم .

نقش سردوشی من یا فاطمه است ، قمقمه ام پر ز آب علقمه است .

رنــگ پیراهــن نه رنــگ خاکــی است ، زینب آن را دوخته پس مشکی است .

اسـم رمز حمله ام یاس علــی ، افسر مافوقم عباس علی (ع)

——————————–
عالم همه محو گل رخسار حسین است ، ذرات جهان درعجب از کار حسین است .

دانی که چرا خانه ی حق گشته سیه پوش ، یعنی که خدای تو عزادار حسین است

——————————–
عالم همه قطره و دریاست حسین ، خوبان همه بنده و مولاست حسین ،

ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش ، از بس که کَرَم دارد و آقاست حسین

التماس دعا

نگاشته شده توسط: asemonebysetare | 2009/12/12

فقط چند قدم بالاتر از سطح زمين

داستان درباره كوهنوردي ست كه مي خواست بلندترين قله را فتح كند .بالاخره بعد از سالها آماده سازي خود،ماجراجو يي اش را آغاز كرد.اما از آنجايي كه آوازه ي فتح قله را فقط براي خود مي خواست تصميم گرفت به تنهايي از قله بالا برود.
او شروع به بالا رفتن از قله كرد ،اما دير وقت بود و به جاي چادر زدن همچنان به بالا رفتن ادامه داد، تا اينكه هوا تاريك تاريك شد.
سياهي شب بر كوهها سايه افكنده بود وكوهنورد قادر به ديدن چيزي نبود . همه جا تاريك بود .ماه و ستاره ها پشت ابر گم شده بودند و او هيچ چيز نمي ديد
در حال بالا رفتن بود ،فقط چند قدمي با قله فاصله داشت كه پايش لغزيد و با شتاب تندي به پايين پرتاب شد .در حال سقوط فقط نقطه هاي سياهي مي ديد و به طرز وحشتناكي حس مي كرد جاذبه ي زمين او را در خود فرو مي برد . همچنان در حال سقوط بود … و در آن لحظات پر از وحشت تمامي وقايع خوب وبد زندگي به ذهن او هجوم مي آورند.
ناگهان درست در لحظه اي كه مرگ خود را نزديك مي ديد حس كرد طنابي كه به دور كمرش بسته شده ، او را به شدت مي كشد
ميان آسمان و زمين معلق بود … فقط طناب بود كه او را نگه داشته بود و در آن سكوت هيچ راه ديگري نداشت جز اينكه فرياد بزند : خدايا كمكم كن …
ناگهان صدايي از دل آسمان پاسخ داد از من چه مي خواهي ؟
- خدايا نجاتم بده-
آيا يقين داري كه مي توانم تو را نجات دهم ؟
- بله باور دارم كه مي تواني
- پس طنابي را به كمرت بسته شده قطع كن …لحظه اي در سكوت سپري شد و كوهنورد تصميم گرفت با تمام توان اش طناب را بچسبد .
فرداي آن روز گروه نجات گزارش دادند كه جسد يخ زده كوهنوردي پيدا شده … در حالي كه از طنابي آويزان بوده و دستهايش طناب را محكم چسبيده بودند ، فقط چند قدم بالاتر از سطح زمين …
و شما چطور ؟ چقدر طنابتان را محكم چسبيده ايد ؟ آيا ميتوانيد رهايش كنيد ؟
درباره ي تدبير خدا شك نكنيد . هيچ گاه نگوئيد او مرا فراموش يا رها كرده است . و به ياد داشته باشيد كه او هميشه با دست راست خود شما را در آغوش دارد

نگاشته شده توسط: خدادادی | 2009/12/09

جشنمون هم برگزار شد! بدون رئیس!

17 آذر با یک روز تاخیر جشنی به مناسبت روز دانشجو برگزار شد. اما نکته قابل تامل عدم حضور مهندس تقی پور ریاست مرکز در این جشن بود.

مهندس صحبت من باشماست؛

آیا روز دانشجو اونقدر بی‌ارزش بود که حاضر نشدین به جشن بیاید؟ حتی اگه مشغله کاری هم داشته باشید ما این عدم حضور رو نمی‌پذیریم. ماشاالله شما حضور فعالی در همه همایش‌ها و جشن‌ها و… دارید اما روزی که به نام ما نام‌گذاری شده و می‌بینیم در دانشگاه‌های دیگه چه خبره،  شما هم با این کارتون احترامی که نسبت به این روز داشتید رو به ما نشون دادید.

نگاشته شده توسط: skhosravy | 2009/12/08

رنگ

در و دیوار دنیا رنگی است خدا جهان را رنگ کرده  رنگ عشق .

و این رنگ همیشه تازه است و هرگز خشک نمیشود. از هر طرف که بگذری لباست به گوشه ای خواهد گرفت و رنگی خواه شد. اما کاش چندان محتاط نباشی. شاد باش و بی پروا بگذر که…

خدا کسی را دوست تر دارد که لباسش رنگی تر است.

نگاشته شده توسط: خدادادی | 2009/12/04

جشن روز دانشجو

عید غدیر و روز دانشجو مبارک

روز دانشجو مبارک

16 آذر به دلیل ایستادگی دانشجویان در برابر ظلم و شهادت جمعی از آنها به روز دانشجو تغییر نام داده و با گذشت چندین سال همه ساله گرامی داشته می‌شود. امیدوارم ما هم همیشه پیگیر حق و حقوق خودمان باشیم و تا احقاق آن سعی و تلاش کنیم.

از اولین نوشته در این وبلاگ که در روز 13 اردیبهشت نگاشته شد هفت ماه می‌گذرد. در ابتدا به تنهایی می‌نوشتم، اما کم کم دوستانم به من پیوستند اما برنامه جامعی نداشتیم تا اینکه تیمی تشکیل دادیم و تا الان که در زمان ثبت نام اولیه تیم هستیم 20 نفر در تیم حضور دارند. و انشاالله با ثبت نام و تشکیل جلسه توجیهی دوم برای داوطلبان جدید به این تعداد اضافه خواهد شد.

بنده از طرف خودم و تیم فعال و باانگیزه نویسندگان دانشگاه روز دانشجو را به تمامی دانشجویان مرکز تبریک گفته، آرزوی موفقیت تک تک شما را دارم.

این هم SMS (به قول بعضی‌ها پیام، پیامک، اس، مسیج، سرکاری و…) روز دانشجو:

دستاویز بیگانه!
آشوبگر!
ناآگاه فریب خورده!
ای مخل امنیت اجتماع!
شرور!
جاسوس!
اوباش!
دانشجو!
روزت مبارک!!

کاریکاتور روز دانشجو- طراح: مانا نیستانی

همه چیزو گفتیم یادمون رفت اعلام کنیم دوست داریم همه با هم یه جشن خوب و باشکوه رو روز 17 آذر برگزار کنیم.

محل برگزاری جشن: گودال چشمه – بلوار 13 آبان – سالن آمفی تئاتر سازمان دانش آموزی (پشت سالن ورزشی میشه تقریبا)

پس همه با هم و در کنار هم ساعت ده صبح روز سه شنبه 17 آذر به صرف پذیرایی و جشن و شادی؛ انشاالله می‌بینمتون


سالن آمفي تئاتر سازمان دانش آموزي

نوشته‌های قدیمی‌تر »

دسته‌ها